آری به خدا قسم ...
قسمتی از مقتل لهوف سید طاووس .... چه چیزها که در تاریخ اسلام نمیخوانیم و باورمان نمیشود. این روزها خیلی از این صحنه ها به ما نزدیکند و باور پذیرتر.......
شب ششم محرم.
شمارسپاه زنازاده پسر زنازاده: بیست هزار نفر به ظاهر مسلمان....
آب بر خیمه ها بسته شده و امام و یاران و اهل خیمه در مضیقه آبند.
در این لحظات حساس سرنوشت، امام احتجاج می کند. احتجاجی که پاسخ کوفیان به آن (که به روایت سید طاووس تمام جواب های کوفیان همراه با قسم جلاله بوده است) تاریخ را شرمنده خود کرده.
«امام به پا می خیزد. بر دسته شمشیر تکیه می کند و صلا می زند تا همگان بشنوند:
شما را به خدا آیا مرا می شناسید؟
گفتند: آری به خدا قسم تو فرزند رسول خدا (ص) هستی.
فرمود: شما می دانید جد من رسول خداست؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا، آیا می دانید كه مادرم فاطمه (س) دختر محمد (ص) است؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا، آیا می دانید كه پدرم علی بن ابیطالب (ع) است؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا آیا می دانید كه جده ام خدیجه، دختر خویلد نخستین بانویی است كه به اسلام
گروید؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا، آیا می دانید كه حمزه سید الشهدا عموی پدرم است؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا آیا می دانید كه جعفر كه در بهشت پرواز می كند عموی من است؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا آیا می دانید این شمشیر كه همراه من است، شمشیر رسول خدا (ص) است؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا آیا می دانید كه این عمامه كه به سر دارم، عمامه رسول خدا (ص) است؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: شما را به خدا آیا می دانید كه علی (ع) نخستین مردی بود كه به اسلام گروید، و در علم و از همه مسلمین پیشی گرفته و ولی و سرپرست همه مومنان از مرد و زن بود؟
گفتند: آری به خدا قسم.
فرمود: پس چرا ریختن خون مرا روا می دارید، در حالی كه فردای قیامت، حوض كوثر در اختیار پدرم می باشد و گروهی را از نوشیدن آن، محروم می كند، همانگونه كه شتر تشنه را از آب بازدارند، و در روز قیامت پرچم حمد و سپاس در دست پدرم است؟
گفتند: همه آنچه را تو گفتی ما نیز می دانیم، ولی با این وجود تو را رها نخواهیم كرد تا آنکه با لب تشنه، طعم مرگ را به تو بچشانیم...
زینب و زنان خیمه با شنیدن این جواب شیون و گریه بلند کردند و برصورت خویش لطمه زدند ...»
این احتجاج عجیب امام ریشه در «سرنوشت آگاهی» دارد. وظیفه او و هر ولی و جانشینش یقین به علم توست. او بداند که تو می دانی کافی است. آنگاه او و تاریخ به نظاره تو می نشینند. اینجاست جای بصیرت و معرفت و نور و تقوا و فرقان. لبه تیز جدایی حق از باطل. مرز بین عاقبت خیر و شر.
بر همین اساس است که امام در جواب جنیانی که تقاضای یاری حضرت را داشتند فرمودند:
« ... نظر ما این است که حجت بر همه تمام شود تا کسانی که هلاک می شوند از روی تنبیه به هلاکت رسند و کسانی که به زندگی جاوید نائل می گردند از روی بینه باشد.»
و هر روز ما بر لبه حق و باطل، روز بینه و تنبیه ماست و هرکلمه جانشین ولی خدا چراغی برای هدایت و تاریخ اینک نظاره گر ما...